گزارش کامل نشست «فاطمه(س) و جامعه امروز»(سه نشست)

سلسله نشست های «فاطمه و جامعه امروز» طی سه نشست در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در ادامه گزارش کاملی از این نشست ها تقدیم خوانندگان محترم می گردد:

نشست اول با حضور استاد مرتضی باقری و استاد مجید معارف

در این نشست استاد مرتضی باقری در سخنانی با عنوان ظرافت هایی از حیات حضرت فاطمه زهرا، ابتدا با اشاره به بررسی مکاتب فکری و ادیان الهی گفت: ظرفیت و شخصیت اصلی بنیان گذاران مکاتب و ادیان، نقش مهمی در تکوین مکاتب داشته است. اگر به حضرت ابراهیم، عیسی، موسی و انبیای دیگر نگریسته شود، شخصیت بنیانگذاران این ادیان و پتانسیل موجود در این افراد و افراد نزدیک به آنان، کاملا در شکل گیری آن راه و ترسیم و پیشبرد اهداف جلوه گر است.  این پژوهشگر میدانی تاریخ اسلام، پس از توضیحاتی در خصوص شرایط زندگی حضرت عیسی ع به زندگی پیامبر مکرم اسلام ص پرداخت و گفت: در 23 سال حیات نبوی پیامبر اکرم نمی توانیم جزئیات تاریخی آن را مد نظر قرار ندهیم. به طور قطع شخصیت کسانی مانند حضرت فاطمه زهرا که 18 سال یا به تعبیری 20 سال از این 23 سال را درک کرده، تاثیر گذار بوده است. هرچند در مکتوباتی که به دست ما رسیده است، ما از زندگی ایشان کم شنیده ایم، اما طبق مستنداتی که وجود دارد تولد ایشان در سخت ترین شرایط بعثت، یعنی سه سال اول بود که هنوز دعوت علنی پیامبر آغاز نشده بود. باقری ادامه داد: بعد از علنی شدن دعوت، آزار و اذیت مشرکین قریش آغاز می شود. یک نقل از تاریخ ولادت حضرت فاطمه زهرا سال پنجم بعثت است، یعنی دقیقا در اوج آزار و اذیت ها و رنج ها و مرارت ها خداوند به ایشان تحفه ای عنایت می کند که از نظر روحی باعث تقویت شخص پیامبر می شود. ما اگر تاریخ جاهلیت را بررسی کنیم، یکی از نمادهای آن، احساس حقارتی است که از داشتن زن و فرزند دختر احساس می کنند. من حتی دربررسی های میدانی محلی را پیدا کردم که قبرستان دختران زنده به گور شده است.

وی با اشاره به فضای عرب جاهلی ادامه داد: زندگی پیامبر و خدیجه با وجود فاطمه دگرگونه شده است. من شاید اسناد 12 یا 13 قرن هجری را زیر و رو کردم و هیچ سندی پیدا نکردم که آیا زینب، رقیه و ام کلثوم دختران پیامبر بوده اند یا دخترخوانده های ایشان. در واقع کسی نمی تواند به طور قطع و یقین بگوید این سه نفر دختران پیامبر بوده اند و از نظر تاریخی در این زمینه تردید وجود دارد. در حقیقت سوال اینجاست که این دختران، فرزندان خدیجه از دو همسر قبلی بوده اند یا فرزندان خود پیامبر؟ باقری افزود: درواقع مسئله اینجاست که در شرایطی که عرب دختران را زنده به گور میکرده است، پیامبر حتی دختران همسر خودش را هم آنچنان در آغوش خود تربیت کرده که تاریخ مردد شده است اینها دختر او هستند یا دختر همسرش. این حوادث لطافت شخصیت بنیان گذاران یک دین را در فضایی که آن آیین رشد کرده، نشان می دهد.  این نویسنده در ادامه با اشاره به 8 سال اول زندگی حضرت زهرا گفت: در این دوران ما سه سال حضور مسلمانان در شعب ابیطالب را داریم. در همین سه سال است که عموی پیامبر و حضرت خدیجه از دنیا می روند که آن سال، عام الحزن نامیده می شود. همچنین جزئیاتی که از گزارش وضعیت آنها در محاصره موجود است، نشان دهنده اوج سختی است. در این سه سال که کودکی حضرت است شرایط به شدت سخت بوده است. بعد از فوت مادر نیز جز حضرت فاطمه همدمی برای پیامبر دیده نمیشود و هرچه در تاریخ از آزاری که در مسیر مسجد الحرام تا خانه پیامبر میبنیم، حضرت زهرا شاهد آن بوده است.

باقری همچنین خاطر نشان کرد: آنقدر فشار در آن دوران شدید بوده است که پیامبر بهترین اصحاب خود را به حبشه می فرستد. اما دراین دوره حضرت فاطمه کسی است که همراه پیامبر بوده و شاهد رنج و مرارت رسول خدا بوده است. آیا این امکان پذیر است که چنین بانویی تنها شنونده باشد؟ وی با تاکید بر اینکه تنها همدم پیامبر در آن دوره حضرت فاطمه بوده است، گفت: این شرایط تا لیلة المبیت ادامه داشته است؛ شبی که مشرکین چاره ای جز هم قسم شدن برای قتل پیامبر ندیدند که پیامبر آگاه شدند و گریختند. ما فکر می کنیم هدف آنها تنها قتل پیامبر بوده است، در حالی که آنها به دنبال براندازی ریشه اسلام بوده اند. از ماجرای لیلة المبیت تنها دو نفر اطلاع داشته اند، حضرت علی و فاطمه زهرا که در کمتر منبعی دیده می شود که به آگاهی ایشان اشاره شده باشد. حتی اتفاقی که می افتد و مشرکان به خانه پیامبر می ریزند، در مقابل دید حضرت زهرا رخ داده است.

باقری ادامه داد: همه این حوادث مکه و مدینه راکه می بینیم، متوجه می شویم حادثه ای نبوده است که حضرت زهرا در آن حضور نداشته باشد. حتی حادثه بدر را ببینید که در چه شرایطی حضرت زهرا هر لحظه باید مترصد قتل پدر و بسته شدن پرونده اسلام می بود. بعد از آن هم ماجرای ازدواج حضرت زهرا پیش می آید که در آن مورد هم مسائلی وجود دارد. از جمله اینکه در برخی منابع صراحتا چنین ذکر شده است که پیامبر با وجود خواستگاران بسیاری که حضرت داشته، عنوان کرده است که من دراین مورد منتظر قضای الهی هستم.  این پژوهشگر تاکید کرد: ببینید تا چه حد حضور حضرت فاطمه مهم بوده است که حتی در ازدواج ایشان خداوند دخیل بوده است. بعد از آن حضرت امام حسن به دنیا می آید. یک ماه بعد از آن مهم ترین جنگ یعنی جنگ احد اتفاق می افتد. هرکس باشد می گوید حداقل به خاطر فرزند یک ماهه، همسرش از حضور در جنگ معاف شود. اما ما قهرمانانه ترین حضور حضرت علی را در جنگ احد داریم. وی با اشاره به جنگ احد گفت: در آن جنگ است که شایعه کشته شدن پیامبر پخش می شود و بسیاری از مسلمانان می گریزند، در آن شرایطی که تنها حضرت علی باقی مانده بود، حضرت زهرا با عمه خود در صحنه جنگ احد حضور پیدا می کند و بدن پیامبر را که زخمی شده بود، تیمار می کند.

باقری در ادامه با بیان توضیحاتی در خصوص غزوه خندق گفت: در آن غزوه که همه برای برکندن ریشه اسلام جمع شده بودند، حضرت زهرا چنان حضور پررنگی داشته است که در آنجا مسجدی به نام ایشان تاسیس شده است. در واقع  این ها همه نشان دهنده این است که در کنار سختی ها و مرارت هایی که وجود دارد حضرت تا چه حد در کنار همسر و پدر خود حضور داشته است. همه این مسائل نشان از نقش استثنایی حضرت زهرا دارد. تا حدی مقام ایشان بالا بوده است که شخصی مانند سلمان فارسی نزد ایشان تلمذ می کرده است.  وی با اشاره به سخن گفتن حضرت زهرا با ملائکه نیز گفت: این مسئله ای نیست که نتوان آن را درک کرد، چرا که در قرآن نمونه آن برای حضرت مریم نیز گفته شده است. مشکل اینجاست که نوعا در هر دوره مورخان تنها مسائل سابق گفته شده را بازگو می کنند و پژوهش جدیدی نمی کنند. بدون آنکه بررسی کنند مثلا این که پدر دست دختر خود را می بوسیده، در چه شرایطی بوده است، در شرایطی که دختر داشتن ننگ به حساب می آمده است. در شرایطی این دختر مظهر معارف می شود نشانه ای از عظمت شخصیت روحی و عرفانی ایشان است. باقری با تاکید بر اینکه ما از حضرت زهرا تنها چهره زنی محجوب و در خانه را نداریم گفت: البته شرح بسیاری از زحمات ایشان در خانه گفته شده است، اما اینها در کنار مسئولیت های اجتماعی ایشان بوده است. اگر خطبه فدک را هم ببینید، متوجه خواهید شد ایشان تا چه حد شخصیتی حاضر در اجتماع داشته است.  وی با اشاره به اینکه باید چهره حضرت زهرا، به عنوان چهره ای مستقل از پیامبر معرفی شود، گفت: باید دانست که نقش ایشان به عنوان مایه امید و تکیه گاه پیامبر در شکل گیری مکتب چنان موثر بوده که ائمه فرمودند ما حجت خداییم بر مردم و فاطمه زهرا حجت خداوند برماست.

در ادامه دکتر مجید معارف درباره معیارهای ایمان در الگوی حضرت زهرا(س) گفت: ما به اعتباری مسلمانیم و به اعتباری مومنیم. ما دو واژه اسلام و ایمان داریم که در  قران و روایات ما کاربرد مکرر دارند.  وی با اشاره به جلد دوم کتاب کافی که باب هایی درباره ایمان دارد، گفت: اگر در قرآن و منابع اسلامی کاوش کنیم، در می یابیم واژه های ایمان و اسلام، حداقل به دو معنا استعمال شده است. به طور مثال اسلام، یک معنای لغوی که حقیقت اسلام بودن دارد و معنای دیگر آن اصطلاحی است. آنجا که خداوند درباره حضرت ابراهیم صحبت می کند؛ معنای لغوی را مد نظر دارد که یعنی حقیقتا تسلیم بودن. گاهی هم معنای مصطلح آن مدنظر است که تنها به معنای گفتن شهادتین است و آیه «  قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا  ...» معروف ترین اشاره به این معناست. 

این استاد علوم قرآن و حدیث، با اشاره به عبارت ایمان نیز گفت: ایمان گاهی به معنای باور قلبی است و در بسیاری از موراد به معنای اسلام است. به نظر بنده همه مواردی که در قرآن آمده است «یا ایها الذین آمنوا» گویی همان «یا ایها المسلمون» است. دلیل این موضوع این است که خداوند به برخی از متخلفان، مومن می گوید که به نظر می رسد کل مسلمانان مدنظر است نه تنها مومنان واقعی.   معارف با اشاره به روایات امامان درباره  ایمان، ادامه داد: رابطه اسلام و ایمان همانند رابطه مسجد الحرام و کعبه است و هر یک از آن ها کارکردهایی دارند.  وی با اشاره به کارکردهای اسلام و مسلمانی تصریح کرد: امام صادق (ع) می فرمایند «اگر تو مسلمان باشی خون تو محفوظ است» یعنی باید از امنیت لازم برخوردار باشی. و باور به اسلام و ایمان به معنای آن است که این باور در فرد نوعی روحیه صبر، توکل، یقین، خداترسی و معصیت گریزی در او ایجاد کند.  معارف ادامه داد: امام صادق (ع) در همین روایت می افزایند «والثواب من الایمان» به این معنا که اجر خداوند به دلیل وجود روحیه مومنانه است. اگر بپذیریم هر مومنی مسلمان است، اما هر مسلمانی الزاما مومن نیست؛ باید تلاش کنیم در زمره مومنان باشیم.

وی  با طرح این پرسش که آیا ایمان شاخصه های ویژه ای دارد یا نه؛ تصریح کرد: اگر بپذیریم ایمان همان باور قلبی است، این پرسش مطرح می شود که باور قلبی به چه چیزی؟ بسیاری از افرادی که ما در حال حاضر به آن ها داعش میگوییم و در صدر اسلام به آن ها خوارج می گفتند، به یک رشته مسائلی باور داشته و دارند و تا پای جان برای آن ها می جنگند. ایمان به چه چیزی در بحث ماهیت شناسی آن؛ نکته ای کلیدی است. بنابراین هر ایمانی مدنظر ما نیست؛ بلکه ایمانی مد نظر ماست که نجات بخش باشد و ان شاء الله ما را به  بهشت برساند.  رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران درباره دیدگاه امامان شیعه نسبت به ماهیت ایمان، افزود: در دوره ای که فرق مختلف اسلامی بر سر این موضوع اختلاف نظر داشتند، ائمه ما دو شاخصه برای ایمان مشخص کردند؛ اول اینکه ایمان؛ اعتقادی است که از سرچشمه ولایت اهل بیت عبور کرده باشد. دوم، تعبد به فرائض  دینی، انجام آن و اجتناب از معاصی؛ چراکه ممکن است فردی خود را به اهل بیت وابسته بداند اما در انجام فرائضی مانند نماز و زکات و ... بی اعتنا باشد. آیا ما می توانیم به چنین افرادی، حین معصیت مومن بگوییم؟! در اینجا تفاوت نظرهایی میان فرق اسلامی ایجاد می شود.

وی در ادامه با اشاره به رویکرد عملگرایانه خوارج درباره معصیت مسلمانان که آن را برابر با کفر می دانستند؛ گفت: در مقابل آن ها عده ای بر این باور بودند ایمان ارتباطی با عمل ندارد که به آن ها مرجئه می گفتند. در میان این دو رویکرد، تفکر اعتدالی معتزله نیز وجود داشت که معتقد بودند مرتکب کبائر نه مومن است و نه کافر، بلکه فاسق است. اگر توبه کند به مومنان ملحق می شود اما اگر چنین نکند و در همان حال از دنیا برود به کفار ملحق می شود و باوری به شفاعت نیز نداشتند. در چنین بستری امام صادق معتقد است مرتکب کبائر مسلمان است، نه مومن. معارف با اشاره به روایتی از امام باقر (ع) درباره  عبادت انسانی، گفت: فردی که هر شبش را به عبادت بیدار باشد، هر روز را روزه بگیرد، نه تنها خمس و زکات بلکه تمام اموالش را در راه خدا دهد، هر سال به مکه مشرف شود اما امام و ولایت ولی خدا را نشناسد؛ به چنین فردی نمی توان اهل ایمان گفت. فردی را تصور کنیم که محب اهل بیت اما خطاکار است، این فرد را نیز نمی توان اهل ایمان دانست؛ به تعبیر امام صادق چنین فردی مسلمان است.

وی با اشاره به اینکه اگر قرار  بود ایمان به صرف شهادتین ایجاد شود، دیگر حلال و حرام موضوعیت پیدا نمی کرد، اضافه کرد: فردی که به دلیل انجام خطایی دستش قطع می شود یا بر او حد جاری می شود را نمی توان مومن دانست. خداوند فردی عزیز تر از مومن نیافریده است و اگر فردی مومن است، ملائکه خادم او می شوند. ایمان لوازمی از عمل دارد.  این استاد دانشگاه با اشاره به روایتی از امام صادق درباره حقیقت ایمان، گفت: حضرت معتقد بودند حقیقت ایمان، این است که خداوند مورد اطاعت قرار گیرد و معصیتی مرتکب نشود که به زعم من این خود تعریفی بر ماهیت ایمان است.  معارف با بیان اینکه اگر بپذیریم ایمان دو شاخصه قوی ایمان به ولایت و انجام فرائض و پرهیز از معاصی دارد؛ گفت: این دو شاخصه را در شخصیت بانو حضرت زهرا (س) می بینیم.  وی در پایان، به خطبه 202 نهج البلاغه که حضرت امیر (ع) در غم از دست دادن حضرت زهرا(س) خطاب به پیامبر می فرمایند، اشاره کرد.

 

نشست دوم با حضور حجت الاسلام والمسلمین محمد پروازی و حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی مهریزی

در قسمت اول نشست دوم حجت الاسلام والمسلمین محمد پروازی با موضوع «امکان یا عدم امکان الگو برداری از زهرای مرضیه» سخنرانی کرد و سخنان خود را با این سوال که آیا الگوگیری از امامان و معصومین ممکن و مطلوب است یا خیر آغاز کرد.
به گزارش روابط عمومی انجمن اندیشه و قلم، وی در بیان مقدمه ای در بحث الگو و اسوه گفت: الگو به معنای نمونه کم یاب و منحصر به فردی است که قابل تکثیر شدن است. توصیه خداوند هم این بوده است که به سمت اسوه ها حرکت کنید و رنگ آنها را به خود بگیرید. این پژوهشگر دینی در ادامه با اشاره به بحث عصمت گفت: در بحث عصمت این سوال پیش می آید که آیا اساسا عصمت اخیتاری است یا اجباری؟ این پرسشی است که می تواند تعیین کننده باشد. بنابر آنچه در شریعت ما وجود دارد، عصمت امری اختیاری نیست. اینگونه نیست که حضرت زهرا تلاش کرد و در نتیجه تلاش معصوم شد و قبل از تلاش معصوم نبوده است. عصمت اجباری است. اما آنچه قیمت دارد این است که نگهداری و حفظ عصمت در اختیار آنها است و برای آن تلاش کردند.

پروازی ادامه داد: در اینجا این سوال مطرح میشود که محدوده و دایره عصمت تا کجاست؟ آیا ممکن است پیامبر سهوا عملی را انجام دهد که ضرری به کسی برسد؟ اگر بگوییم ممکن است، داستان به گونه ای خواهد بود و اگر بگوییم ممکن نیست، به گونه ای دیگر. من معتقدم این امکان وجود دارد. اما آیا این امر با عصمت مرتبط است؟ بحث این است که چنین اتفاقاتی در عصمت جای میگیرد؟ وی ادامه داد: اگر ما مذهبی ها بپذیریم حضرت زهرا یک انسان منتخب است و در جایگاهی قرار گرفته است که من می توانم به او دسترسی پیدا کنم و در آن نقطه بایستم، باید ویژگی هایی را مشخص کنیم. سه کرسی را می توانیم برای نگاه به عصمت تصور کنیم. کرسی اول حددو 80 درصد کتب را اشغال کرده است، کرسی دوم حدود 20 درصد و در مورد کرسی سوم من تا کنون مبحثی در کتب مشاهده نکرده ام. وی در ادامه در خصوص توضیح کرسی ها گفت: کرسی اول نگاه تاریخی و آماری به معصومین است. نگاه تقریر تاریخ همان نگاهی است که مشخصات یک فرد را میگوید که مثلا در شناسنامه فرد می آید. آنچه در بسیاری از کتاب ها میخوانیم این نگاه است که البته به درد ما برای الگوگیری نمیخورد. می تواند مهم باشد، اما اهمیتش در حد اطلاع یافتن از چگونگی زحمت و زندگی این افراد است. همین تقیریر تاریخ به دوبخش نورانی و ظلمانی تقسیم میگردد. بخش نورانی درمورد اعمال آنها و بخش ظلمانی در خصوص ظلم هایی است که به آنها روا داشته اند. باز هم در اینجا ما عینک ظلمانی به چشم می زنیم . تنها به مصایبشان توجه می کنیم. در حالی که سیدبن طاووس میگوید اگر روایت برای عزاداری عاشورا نبود، من بابت داشتن امامی که چنان حماسه ای را در صحنه کربلا آفریده، جشن میگرفتم.

وی در خصوص اینکه این بخش از زندگی ائمه ممکن است با دروغ یا روایات نا درستی همراه باشد، گفت: ببینید ما حتی درمورد نماز خواندن پیامبر که در طول 10 سال هزاران بار به چشم دیده شده، دچار اختلاف هستیم، چگونه ممکن است بگوییم مثلا ریز وقایعی که برای ما درباره کربلا نقل شده است، کاملا درست است؟ پروازی تاکید کرد: نگاه تقویمی به این بخش از زنگی ائمه می تواند حزن آور یا شادی آور باشد اما به درد الگو گیری نمیخورد. وی در خصوص نگاه دوم گفت: نگاه دوم نگاه ملکوتی و آسمانی است که در آن حضرت زهرا در جایگاهی قرار گرفته است که دست هیچ زن و دختری به دامن کبریایی اونخواهد رسید. حدود 20 درصد از کتاب های ما با این رویکرد است. در این نگاه که به درد عقیده سازی می خورد، ما باز هم نمی توانیم به سراغ الگوسازی برویم. چرا که اساسا دست ما به دامن این افراد نخواهد رسید و مقام آنها برای ما دست نیافتنی است.

پروازی در خصوص نگاه سوم گفت: اگر داستان عصمت و تقویمی و تاریخی را کنار بگذاریم، به نگاه انسانی می رسیم. شما در این نگاه با انسانی مواجه هستید که مانند سایرین زندگی میکند. مانند همه انسان ها نیاز به خوراک و خواب و ازدواج و... دارد. هم دردش می گیرد، هم سخنرانی می کند و می تواند گناه کند و از جهات مختلف مثل ماست، اما کار خوب می کند و کار بد نمی کند، پس می تواند الگو باشد. این همان نگاه آیه قرآن است که میگوید من بشری مانند شما هستم. وی افزود: اگر ما نگاهی به معصومین داریم، نگاهی انسانی باشد و آنها را افرادی آسمانی که شباهتی به ما ندارند، نبینیم، کم کم به الگوگیری نزدیک میشویم. ما اگر بپذیریم این افراد میتوانند گناه کنند، اما به سمت گناه نمی روند، خواهیم پذیرفت که پس ما هم می توانیم مانند آنها زندگی کنیم. پروازی به ماجرای امدادرسانی حضرت زهرا در جنگ خندق اشار کرد و گفت: 14 زن مسئولیت امداد به مجروحان را داشتند که سردسته آنها زهرای اطهر بود. ایشان در حالی که کودکی دو سه ماهه داشته صبح فرزندش را آماده می کرده ودست کسی می سپرده و مسافت طولانی 18 کیلومتری را تا منطقه عملیاتی می آمده تا مجروحان را مداوا کند و یک بار از فرط خستگی در مسجد به خواب می رود.

او با انتقاد از نحوه معرفی معصومین گفت: ما قبل از اینکه مقابل جوانانمان قرار بگیریم و به آنها بگوییم چرا از شخصیت هایی مانند حضرت زهرا الگو نمی گیری و مثلا اوشین را الگو معرفی می کنی، باید به خودمان و مسئولان فرهنگی و دینی مان بگوییم چرا نتوانسته ایم حضرت زهرا را از کانال تاریخ به سلامت بگذرانیم و نگاهی انسانی و امروزی از او ارائه دهیم؟ چرا ما زهرا و زینبی را تحویل نداده ایم که دراین عصر دختری شود که درون کاخ حاکمیتی قرار بگیرد که از شمال ایران تا مرزهای بیزانس را رهبری میکرده و با آنها حرف بزند و همه آنها که در کاخ نشسته اند نتوانند به او جواب دهند؟ وی ادامه داد: چرا ما زنی را معرفی نمیکنیم که برود و در سازمان ملل متحد سخنرانی کند؟ چنین کسی چه درس هایی را باید خوانده باشد و چه جرات و شجاعتی باید داشته باشد که همه آنها که در کاخ نشسته اند، نتوانند پاسخ دهند؟ امروز به سراغ ارزش های درجه سه مانند حجاب میرویم و آن را ارزش درجه یک تلقی میکنیم؛ در حالی که چنین نیست. در این عصر از کجا باید زنی را بیاوریم که برود و در مجامع بین المللی صحبت کند؟ مگر حضرت زینب و حضرت فاطمه چنین کاری نکردند؟ چرا این ارزش ها را نشان نمیدهیم و از آنها الگو نمیگیریم؟

پروازی افزود: برای مطلوب شدن و الگو شدن باید حتما آنها را از کانال تاریخ بگذرانیم. دین زیستن در گذشته نیست، دین تاریخی است که باید در آینده و حال مورد استفاده قرار گیرد. اگر بنا باشد ما آنچنان قاعده گرا و فرم گرا باشیم، حتی نباید لباس های امروزی را بپوشیم. در حالی که چنین نیست. تمدن ها همچون اسفنج هایی هستند که خلل و فرجی در آنها وجود دارد و دین آن آب روانی است که در جویبار راه می افتد و به این تمدن ها روانی و زلالی خود را میدهد و خلل و فرج آنها را پر میکند، اما شکل آنها را میگیرد. وی در پایان تاکید کرد:این دینی است که سه ویژگی همه زمانی، همه مکانی و همگانی بودن را دارد. اگر این مدل به دین نگاه کنید و اسوه های دین را به این شکل ببینید، قیافه امروز علی اکبر را میشود ترسیم کرد. اگر این رویه شکل بگیرد، الگو برداری برای جوانان امکان پذیر خواهدبود.

در بخش دوم نشست دوم فاطمه و جامعه امروزحجت‌الاسلام والمسلمین مهدی مهریزی، با طرح این پرسش که «قرآن طی ۲۳ سال نزول، مسأله زن را چگونه مطرح کرده است؟»، گفت: ما برای شناخت دیدگاه‌های اسلام درباره زنان، پنج منبع را باید مورد توجه قرار دهیم؛ منبع اول قرآن است که اصیل‌ترین راه است، گفتارهای پیامبر که به آن سنت قولی می‌گویند، سنت عملی و سیره که کمتر به آن توجه می‌شود و شامل رفتار ائمه و پیامبر با زنان می‌شود، شخصیت‌ها یا اعلام زن ـ که در مکتب شیعه بسیارند ـ و نمادها که می‌توان به حج اشاره کرد؛ به طور مثال در حج بحث تقدم مردان بر زنان در صف نماز از بین می‌رود و این نشان می‌دهد در جامعه آرمانی مسلمانان؛ جنسیت ملاک نیست و نباید به زنانگی او توجه کرد بلکه باید انسان بودنش را مدنظر قرار داد. این پژوهشگر دینی با اشاره به قرآن به عنوان منبع نخست تصریح کرد: این منبع را باید در صدر قرار داد. اگر سخن، حدیث، فتوا و گفتاری با قرآن ناسازگار باشد؛ قابل تأمل است. لذا از پیامبر نقل شده است سخنان مرا با کتاب خدا بسنجید. به نظر من نگاه قرآنی به مسائل، بسیاری از مشکلاتی را که درعرصه‌های فرهنگی و اجتماعی با آن مواجهیم، حل خواهد کرد. لذا در نهج‌البلاغه آمده است در گرفتاری‌ها به سراغ قرآن بروید که البته قرآن ایده می‌بخشد. این پژوهشگر مسأله زن در اسلام، افزود: زن در دنیای امروز، یک مسأله است و سؤال اینجاست که قرآن با آن چگونه برخورد کرده و از کجا شروع و به کجا ختم کرده است؟ وی با بیان اینکه «حدود ۳۵۰ آیه در قرآن کریم به مساله زن پرداخته است»، گفت: در تمامی سال‌های نزول قرآن شاهد پرداختن به مسأله زن هستیم. یعنی به شرایط حضور زنان در هر یک از این سال‌ها توجه کرده است.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه «طبق بررسی من قرآن طی چهار مرحله درباره زنان صحبت کرده است»، افزود: آغاز نگاه قرآن به زن، نقد رویکرد جاهلیت به موضوع زنان است. آیه "وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ" در سال نخست نازل شده است و به این موضوع می‌پردازد که در جامعه که داشتن دختر را ننگ می‌دانستند؛ چرایی زنده به گور شدن باید بررسی شود. امام موسی صدر در این باره به درستی می‌فرمایند "این آیه به این موضوع اشاره دارد که چرا بدن زن باید به خاک سپرده شود و یا چرا زن در تنگنا و دور از اجتماع نگهداری شود‌؟! چرا زنان را پنهان می‌کنید؟" وی با اشاره به سال دوم هجرت گفت: قرآن در اینجا می‌فرماید " تِلْکَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِیزَىٰ"؛ به این معنا که چرا تبعیض جنسیتی و نابرابری می‌کنید؟ در سال یازدهم نزول قرآن، از کسانی صحبت می‌کند که وقتی به آنها خبر می‌دهند فرزندشان دختر است، چهره‌شان سیاه می‌شود. مهریزی در ادامه با تأکید بر اینکه «مذمت نگاه تحقیرآمیز به زنان، روندی است که از سال اول نزول قرآن آغاز می‌شود»، به مرحله دوم از روند قرآن در موضوع زنان اشاره کرد و گفت: مرحله دوم این است که زن و مرد هستند و باید آنها را دید و باید تبیین کرد و ادبیات معرفتی تولید کرد؛ مانند آنچه از مقایسه سفرنامه ناصرخسرو و ابن جبیر از دو سفر حج خود دیده می‌شود، در سفرنامه ناصرخسرو گویی زنی نیست اما در گزارش ابن جبیر از حضور زنان روایت می‌کند و به ماجرای قرق کعبه در تاریخ ۲۹ رجب برای عبادت زنان اشاره می‌کند. این استاد دانشگاه، با اشاره به آنچه در سال دهم نزول درباره زنان در قرآن آمده است، گفت: اینگونه نیست که زنان برای آرامش مردان آمده باشند. هیچ یک ابزاری برای دیگری نیستند بلکه زن و مرد در کنار یکدیگر به آرامش می‌رسند. وی با اشاره با مرحله سوم که معرفی زنان نمونه تاریخ است، گفت: قرآن، از سال چهارم به بیان نمونه‌هایی می‌پردازد مانند آیاتی که در باب مریم نازل شده است. گاهی تعابیری برای مریم استفاده می‌شود که برای پیامبران استفاده نمی‌شود.

مهریزی با اشاره به ماجرای حضرت عیسی و مادرش، مادر و خواهر موسی در قرآن، تأکید کرد: قرآن به نقش مؤثر مادران پیامبران اولوالعزم در شکل‌گیری شخصیت آنها اشاره کرده است. علاوه بر این، در سال ششم نزول به نقش دختران شعیب اشاره دارد که چوپانی می‌کنند و هدف از آن ملموس ساختن رویکرد برابر نسبت به زنان است، یا به داستان ملکه سبا اشاره می‌کند که هدف آن نشان دادن قدرت یک زن در حکومت‌داری است؛ بعد ما بر سر اینکه خانمی معاون وزیر شود همچنان دعوا داریم. وی با اشاره به سال هفتم و هشتم نزول قرآن ادامه داد: در اینجا قرآن دو نمونه زن را معرفی می‌کند؛ یکی همسر فرعون و دیگری مریم. البته در سال هفتم ماجرای همسر نوح و همسر لوط را هم مطرح می‌کند که زن یا مرد بودن امتیازآور نیست، آن مقداری که این دو جنس می‌توانند از کمالات انسانی بهره ببرند، کسب امتیاز کرده‌اند. در واقع در قرآن، الگوهای مثبت و منفی از مرد و زن برای جامعه انسانی معرفی می‌شوند. وی با اشاره به اینکه «آخرین دوره نزول قرآن، دوران نزول در مدینه است که بحث بیان قوانین با نگاه اصلاح‌گرایانه مطرح می‌شود»، گفت: مباحث مربوط به ازدواج، طلاق و قیمومیت در این دوره ۱۰ ساله مطرح و در ۱۳ سال پیش از آن، قرآن مباحث معرفتی را پایه‌گذاری می‌کند. وی ادامه داد: در سال دهم دو آیه درباره امر به معروف و نهی از منکر و دیگری درباره تعامل انسانی صحیح با زنان است؛ آن هم در جامعه‌ای که آنگونه با زنان رفتار می‌شد و خداوند می‌فرماید چرا زنان را پنهان می‌کنید؟!مهریزی در پایان کلام حضرت علی(ع) هنگام تدفین حضرت زهرا(س) را برای حاضران در سالن، قرائت کرد.

 

نشست سوم با حضور حجت الاسلام سید جواد ورعی و دکتر طوبی کرمانی

در بخش نخست نشست سوم حجت الاسلام سید جواد ورعی در سخنان خود با عنوان «اعتراض به ستم، حق شهروندی و تکلیف دینی»، ابتدا با اشاره به معنای حق و تکلیف گفت: حق و تکلیف رابطه محکمی با یکدیگر دارند، به این معنا که انسان در کنار حقوقی که دارد، تکالیفی هم دارد. شما در روابط انسانی رابطه ای که صرفا یک طرفه باشد مشاهده نمیکنید. مثلا در رابطه پدر فرزندی، حقوق و تکالیفی دو طرفه وجود دارد. استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به اینکه این رابطه دو طرفه در خصوص مردم و حکومت هم وجود دارد، گفت: ما در اندیشه های اسلامی این مسئله را مشاهده میکنیم که حکومت و مردم نسبت به یکدیگر حقوق متقابل دارند. حتی اگر بخواهیم این حقوق را در ترازو قرار دهیم، کفه حقوق مردم سنگین تر از حقوق حکومت است. اساسا تکالیفی که مردم در قبال حکومت دارند، در صورتی است که حکومت تکالیف خود را در قبال مردم انجام دهد. اگر حکومت وظایف خود را در قبال مردم انجام ندهد، نباید از مردم انتظار پیروی داشته باشد. این امر هم در بیانات امیرالمومنین و هم در بیانات پیامبر وجود دارد. نمونه آن را میتوانید در نامه حضرت امیر به مالک ببینید. وی افزود: اساسا فسلفه حکومت این است که حقوق مردم را رعایت کند، وظایفش را انجام دهد و در راستای عدالت بکوشد. این رابطه متقابل حق و تکلیف در همه شئون انسانی وجود دارد. منتهی در برخی مقولات وقتی انسان به آنها نگاه میکند، از یک زاویه حق است و از زاویه دیگر تکلیف. در واقع خصوصیات حق و تکلیف را توامان دارند.
ورعی همچنین ادامه داد: میتوانیم بگوییم اینکه کسی در مقابل ظلمی که به او روا داشته میشود، سکوت کند، حق اوست و میتواند از حق خود بگذرد، اما اگر این سکوت منجر به این شود که ظالم در ظلم خود جری تر و گستاخ تر شود، در اینجا شخص مظلوم مجاز نیست از ظلمی که به او شده است، صرف نظر کند. میتواند از حق خود بگذرد، اما تکلیف دارد در برابر ظلمی که به او شده است، اعتراض کند.
این پژوهشگر فقه سیاسی با اشاره به اینکه ممکن است گاهی انسان خود را ذیحق بداند، اما نمیتواند حق اعتراض نسبت به ستمی که آن را حس میکند، سلب کند، گفت: ممکن است حتی اعتراض به حق نباشد، اما نمیتوان حق اعتراض را به خودی خود گرفت. حتی در زمان خلفایی که ما حکومتشان را نامشروع میدانیم، مردم حق اعتراض داشته اند. .حتی خلفا گرچه بر ستمشان به حضرت زهرا (س) ماندند، اما هیچ گاه نگفتند حق اعتراض نداری.

وی افزود: حتی در زمانی که حضرت علی(ع) زمامداری را بر عهده داشت و عده ای سهم بیشتری از بیت المال طلب میکردند، این گونه نبود که حق اعتراض به آنها داده نشود، هرچند این اعتراض درست و به جا نبود، اما حق اعتراض به خودی خود از مردم گرفته نمیشد. این نمونه جامعه ای است که پیامبر آن را ساخته است. ایشان مردم راطوری تربیت کرده بود که اعتراض به حاکم را حق خود میدانستند. در نامه حضرت علی به مالک اشتر هم به این امر تاکید شده است که باید به همه اعتراضات مردم توجه شود.
ورعی در ادامه با اشاره به اعتراضات حضرت زهرا نسبت به خلفا و خطبه فدکیه گفت: نکته اول این است که حضرت زهرا در شرایطی بود که هیچ یک از یاران پیامبر به او در احقاق حقش کمکی نکردند، اما این یکه و تنها بودن موجب نشد حضرت در برابر ظلمی که صورت گرفته است، سکوت کند. بلکه این اعتراض را هم حق خود میداند و هم تکلیف خود.


وی با اشاره به موقعیت اجتماعی حضرت زهرا گفت: ایشان تنها فرزند پیامبر بود و از موقعیت بالایی در جامعه برخوردار بود. بدون شک این جایگاه مسئولیت هایی هم برای فرد به دنبال می آورد. همه میدانستند حضرت زهرا دختر پیامبر است و نمیتوانستند موقعیت او را نادیده بگیرند. دغدغه حضرت زهرا انحراف و بدعتی بود که در آن زمان در حال پایه گذاری بود.
استاد حوزه علمیه قم در خصوص عکس العمل حکومت در برابر اعتراض حضرت زهرا  گفت: عکس العمل خلیفه در تاریخ به دو شکل نقل شده است. در برخی نقل ها هست بعد از اینکه سخنان حضرت زهرا را گوش کرد، سعی کرد با ملاطفت و نرمی قصه را فیصله بدهد. اما در عین حال روی حرف خود ایستادند و حاضر نشدند از خلافتی که غصب شده بود دست بردارند و نیز از فدک که غصب شده بود، صرف نظر کنند.

وی با اشاره به نقل دیگری که در تاریخ صورت گرفته است، گفت: در جای دیگر چنین نقل شده است که خلیفه با شدت و سختی با حضرت زهرا برخورد میکند به طوری که موجب تعجب برخی از علمای اهل سنت شده است. اگر این نقل درست باشد، دلیل آن این است که حکومت های استبدادی در ابتدای شکل گیری عموما با مخالفان خود با شدت و سختی برخورد میکنند تا پایه های حکومت خود را محکم کنند و اجازه مخالفت به سایرین نمی دهند. وی در ادامه با طرح پرسشی گفت: ما شخصیت های متعددی را الگوی خود میدانیم، اما اگر تفاوتی در سیره معصومین دیدیم، باید چه کنیم ؟ باید از کدام یک الگوبرداری کنیم؟ شهید مطهری در برخی از آثار خود این مسئله را مطرح کرده اند. به تناسب بحث ما در همین مسئله، شیوه برخورد حضرت زهرا با برخورد امیر المومنین متفاوت است. مستحضر هستید حتی زمانی که حضرت زهرا (س) از مسجد به خانه باز میگردد به امیر المومنین اعتراض میکند که چرا مثل جنین در شکم مادر زانو به بغل گرفته و نشسته ای؟ البته تصریح میکند بخاط این شکوه از خداوند پوزش می طلبم چون شما وظیفه حمایت از مرا نداشتی. ورعی در پاسخ به این پرسش گفت: تفاوتی که در سیره معصومین دیده میشود، مربوط به تفاوت جایگاه و موقعیت شخصیت هاست. حضرت زهرا در جایگاه امامت جامعه نبود در حالی علی ع در مسئله ولایت ذینفع بود. امیرالمومنین خودش در نهج البلاغه می فرماید از حق شخصی خود برای کیان اسلام گذشتم . احساس کردم اگر اعراب تازه مسلمان ببینند من دست به شمشیر برده ام، فکر می کنند میان یاران پیغمبر جنگ قدرت در کار است و کیان اسلام به خطر افتد و من از حق شخصی خود گذشتم برای اینکه نهال نو پای اسلام صدمه نبیند. دراین خصوص پیامبر هم خطاب به حضرت امیر میفرماید: تو به منزله کعبه هستی و این مردم هستند که باید به سمت تو بیایند. پس می بینیم امام تکلیفی برای اینکه به دنبال حق خود در مسئله ولایت برود، ندارد. پس جایگاهها متفاوت است و بنابه تفاوت جایگاه، وظایف هم متفاوت می شود.

 

در بخش دوم این نشست دکتر طوبی کرمانی، در سخنرانی خود با موضوع «چرا الگو و چرا حضرت زهرا؟» با اشاره به اینکه حدیث کسا منشوری از تعلیم و تربیت است گفت: در شیوه تربیت حضرت زهرا نسبت به فرزندان مدلی می بینیم که متاسفانه ما آن را رعایت نمی کنیم. ما برای همه شئون فرزندان خود برنامه داریم، جز روح و انسانیت فرزندانمان. ما به دنبال این هستیم که فرزندانمان در درس یا کار موفق باشند، برای آنکه آبروی ما باشند، اما آن گونه که باید به پرورش انسانیتشان توجه نمیکنیم.
کرمانی افزود: حضرت زهرا(س) از میان همه خواستگارانی که دارد، به جای دنبال مال و منال رفتن، به دنبال زندگی پر از عشقی می رود که بتواند در آن فرزندانی چون حسن و حسین تربیت کند. جز فاطمه چه کسی می تواند ثارالله رادر کل تاریخ نشان دهد؟ کرمانی با اشاره به اینکه در نوع نگاه حضرت زهرا دیگر خواهی و توجه به دیگران بسیار پررنگ است، گفت: نیچه فیلسوف بزرگی است، اما میگوید تو گرگی و دیگران میش. اما زهرا میگوید اول همسایه بعد خانه، این نگاه را غیر از حضرت زهرا از چه کس دیگری میتوان سراغ گرفت؟

کرمانی همچنین در پاسخ به اینکه چرا فاطمه باید مدل و الگو باشد، گفت: همه دانسته اند و میدانند بهترین و آسان ترین شیوه تعلیم و تربیت، الگو و الگو سازی است و اساس قاعده عمومی عالم و فطرت انسانی بر این پایه نهاده شده است که اگر آگاهی داشته باشد، بر می خیزد، اگر وابسته و علاقه مند شود، حرکت میکند و اگر الگو و نمونه داشته باشد، خیزشی پرشتاب میکند و امروز جهان متوجه این قضیه شده است؛ اما برای اینکه بتواند این الگو ها را خواستنی، خواندی و مطلوب جوان و نوجوان کند ترفند بزرگی اندیشیده است.
وی با انتقاد از ضعف ما در استفاده از الگوها گفت: دنیای امروز بین ایمان، عمل، عقل و دل انسان ها با احساسات او گسست عظیم و انقطاع عمیقی ایجاد کرده است؛ به گونه ای که همه آموختگان این مکاتب مشمول این سخن اند که «هر آنچه دیده بیند، دل کند یاد.» امروز اختیار از ما ربوده اند، منشا فعل و رفتار و گفتارمان خیال ومیل است، نه عقل و اندیشه. علی رغم اینکه امروزه عقل حکومت میکند همه ما تحت سیطره اندیشه هایی هستیم که با کمک گرفتن از هالیوود هنر پیشه ها را برای ما الگو کرده اند، چون میدانند الگو آسان ترین شیوه تعلیم و تربیت است.

 

روابط عمومی

شماره تماس : 88911611-021

آدرس : تهران، خیابان استاد نجات الهی (ویلا) , نبش ورشو، پلاک 2

پست الکترونیک :info@ihht.ir

تلگرام: https://telegram.me/iranianhht

اینستاگرام:  https://instagram.com/iranianhht.ir

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به خانه اندیشمندان علوم انسانی می باشد.

نقشه