گزارش نشست تاریخ مردم در آثار محمود دولت ابادی

دومین نشست از سلسه نشست‌های ادبیات و تاریخ مردم به بررسی آثار دولت‌آبادی اختصاص داشت که به مناسبت نخستین سالگرد تأسیس مجله «مردم‌نامه» سه‌شنبه، 12 دی‌ماه با حضور محمود دولت‌آبادی، داریوش رحمانیان، استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران و حسین پاینده، استاد دانشکده علامه طباطبایی در سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.

در این نشست محمود دولت‌آبادی گفت: وقتی که ما جوان بودیم همه جور کتابی می‌خواندیم، از جمله تاریخ. اما در کشور ما دو نفر بودند که ادبیات را هم در تاریخ لحاظ کردند؛ یکی همشهری من؛ ابوالفضل بیهقی. و دیگری احمد کسروی که در دوره مشروطیت می‌نوشت با ادبیاتی که در سره‌گرایی افراطی بود. نویسنده رمان «کلیدر» افزود: من سه رکن برای افسردگی خودم قائل هستم که چون آنها را می‌شناسم، می‌توانم از آنها عبور کنم. یکی از این ارکان، خواندن تاریخ است. و جنبه دیگری که توانسته، افسردگی ناشی از تاریخ را خنثی کند، خواندن ادبیات ایران بود. من یک غزل از حافظ که بخوانم، آن اندوه تمام می‌شود. آنجا که می‌گوید: حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت/ آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت.
دولت‌آبادی در ادامه افزود: شنیده‌ام که کسی یا کسانی پرچم ما را پایین کشیده‌اند. من خیلی احساس اهانت کردم. هر چند که پیش از این، من در داستانی در کتاب «بنی‌آدم »این اتفاق را دیده بودم. عده‌ای می‌گویند؛ نویسنده پیشگو است. نمی‌دانم که این کار پیشگویی است یا خیر، اما من در ساعت سه و نیم نیمه‌شبی، مردی را دیدم که پرچم کشورم را پایین می‌کشید. من این کار زشت را نکوهش می‌کنم. اصلا قابل فهم نیست.


در ادامه این نشست حسین پاینده گفت: من در این نشست تلاش می‌کنم تا نسبتی میان تاریخ مردم و رمان رئالیستی پیدا کنم. معمولا کتاب‌های تاریخ را اصحاب قدرت می‌نویسند؛ یا کسانی که قدرت سیاسی را در دست دارند یا کسانی که دارای قدرت اقتصادی هستند. منظر، برداشت و تفسیر آنها در کتاب‌های رسمی تاریخ آمده است. سیاستمداران غالبا نگاه محدود و بسته‌ای دارند و در جایگاه گزارش تاریخ هم نیستند. در روایت‌شناسی مطرح می‌شود که روایت‌گری عینی تقریبا ناممکن است و هر کسی که تاریخ را روایت می‌کند از منظر خودش و با در نظر گرفتن علایق، منافع و محدودیت‌های خودش روایت می‌کند. پس هر تاریخی ناکافی است.
این منتقد ادبی افزود: کسانی که قدرت سیاسی را در دست دارند، اقلیت کوچکی هستند. اما وقتی تاریخ از دیدگاه محرومان روایت می‌شود، روایت‌شان از تاریخ در خور تامل بیشتری است. سرآمدان اقتصاد و سیاست، امکان بیشتری در تحریف قدرت دارند تا مردم که سهم کمتری از قدرت دارند. این استاد دانشگاه طباطبایی افزود: روایت‌شناسی بحث بسیار مهمی از نظریه‌های ادبی در دو، سه دهه اخیر است. روایت‌های مردمی از برهه‌های حساس تاریخ، موضوع کار روایت‌شناسان است. گرچه ما در این حوزه با رمان سر و کار داریم، اما ابزارهای روایت‌شناسی، عینا قابل ارجاع به بررسی متن‌های تاریخ‌پژوهان هم هست.
مدیر پروژه «نظریه و نقد ادبی» گفت: هنر و ادبیات رئالیستی، واقعیت‌های اجتماعی را از دید اقشار تحتانی جامعه بررسی می‌کند که کاملا متناظر با تاریخ مردم است که کارشناسان تاریخ مردم را تاریخ روایت شده از پایین می‌دانند. پایه‌گذاران مکتب آنال معتقدند که گستره تاریخ‌پژوهی باید وسیع شود. به این معنی که تاریخ همه بشر مورد توجه قرار گیرد و نه فقط تاریخ فاتحان. در مکتب آنال با این نوع تاریخ‌نگاری قدرت مسلط مبارزه می‌شود. ادبیات رئالیستی هم ادبیات تولید شده از منظر پایین‌ترین آحاد جامعه است. یکی از معروف‌ترین تابلوهای رئالیستی گوستاو کوربه، تابلوی سنگ‌شکنان است. روایت شده که کوربه سنگ‌شکنان را به کارگاهش دعوت می‌کند تا بتواند آنها را به صورت متوالی ببیند و نه دیداری گذرا در کنار خیابان.
پاینده تاکید کرد: رمان‌نویسان رئالیسم هم از نزدیک مردم را می‌بینند. به همین دلیل کار آنها به روایت تاریخ مردم نزدیک می‌شود. فراموش‌شدگان تاریخ، اقلیت‌های قومی، زنان و هرکسی که از قدرت کنار گذاشته شده، در رمان رئالیستی دیده می‌شود. کشتار ارامنه در حکومت عثمانی اتفاق افتاد و حدود 800 هزار نفر از ارامنه را قربانی کردند، در هیچ منبع رسمی تاریخی ثبت نشده است و حتی تا قرن بیست و یکم، توسط وارثان آن امپراطوری کتمان می‌شد. اما این مساله در تاریخ مردم دیده می‌شود و از این پاکسازی قومی پرده برمی‌دارد.

نویسنده کتاب «نقد ادبی و دموکراسی» گفت: در ادبیات و داستان‌های رئالیستی از منظری عینی، رویدادها دیده می‌شود. در بسیاری از این آثار، ما با راوی اول شخص سر و کار داریم که راوی مورد اطمینانی از این قشر است که نه تنها روایت می‌کند، بلکه چشم‌اندازی از موقعیت اجتماعی طبقه خودش نیز می‌دهد. ویژگی دیگری که هم در رمان رئالیستی و هم در تاریخ مردمی دیده می‌شود، این است که هر دو فاقد قهرمان هستند. نویسنده کتاب «گشودن رمان» توضیح داد: چند و چون زندگی مردم در کانون توجه تاریخ مردم است. البته رئالیسم هم به همین نکته توجه دارد؛ به جزئیات. در ادبیات رئالیستی قهرمان نداریم. اغلب با شکست مواجه هستیم. کما این که یک تاریخ‌پژوه مردمی در ایالات متحده گفته است؛ قهرمان من، روزولت رئیس جمهور آمریکا نیست. قهرمان من مارک توآین است که اعدام‌ها و شکست‌ها را روایت کرد.

پاینده افزود: ما در تاریخ مردمی با مفهوم «روح زمانه» هم خیلی مخالفیم. این روح زمانه به شدت یکسان‌کننده است. این‌ها می‌خواهند جامعه را از اجزای ناهمگون یکدست کنند. در حالی که حتی باختین هم در نظریه رمان، معتقد به رمان چند صدایی است. نویسنده کتاب «نقد ادبی و مطالعات فرهنگی» تاکید کرد: ما در طول تاریخ با گفتمان‌های غالب مواجه هستیم و صداهای زیادی در این زمینه شنیده نشده‌اند. به عنوان مثال؛ ما به کرات شنیده‌ایم که در کودتای 28 مرداد، اراذل و اوباش و حتی فواحش تحریک شده بودند که توی خیابان‌ها بریزند. تاریخ مردم به حضور همان اراذل در خیابان هم توجه می‌کند. کما این که لیوتار گفته است؛ ما در تاریخ مردم به دنبال روایت اعظم نیستیم. ما به خرده روایت‌ها میدان می‌دهیم. از سوی دیگر از منظر فوکو، حقیقت یک شناخت‌مان است و اصلا پدیده‌ها برای تعریف خودشان یک شناخت‌مان درست می‌کنند. خود کلمه «قانون» شناخت‌مانی است. ما صداقت محض نداریم. صداقت همیشه بر اساس یک ایدئولوژی مشخص تعریف می‌شود. دایره دانش هر تاریخ‌نویسی محدود است و الزام‌های سیاسی به نحوه برخوردش با تاریخ تاثیر می‌گذارد.
این استاد دانشگاه در ادامه و با استناد به آثار داستانی محمود دولت‌آبادی گفت: آثار شاخص او در دوره پرتحول 1340 نوشته شد. زمانی که جامعه ایرانی، گذاری دردناک از جامعه فئودالی به جامعه سرمایه‌داری داشت. دولت‌آبادی راوی این دوره در رمان است و این کشمکش‌ها مبین بحرانی بزرگ‌تر در ابعاد اجتماعی است. اشخاصی بسیار کم اهمیت در شهر و روستا هستند اما مسائلی که برای آنها پیش می‌آید، مینیاتوری از مسائلی است که در بخشی از تاریخ ایران اتفاق افتاده است. در «اوسنه باباسبحان» به برهه‌ای از زمان می‌پردازد که زمین‌داری به شیوه پیشاسرمایه‌داری در حال انقراض است و نشستن کاراکتر، دلالت بر انفعال او در برابر وضعیتی است که نمی‌توانیم تغییرش دهیم.

پاینده ادامه داد: در «جای خالی سلوچ» تمام وقایع به علت غیاب سلوچ شکل می‌گیرد. در تقابل دو جزئی حضور و غیاب، همیشه آن چه که هست مطرح می‌شود، در حالی که این تقابل‌ها سلسله مراتبی است. دریدا به واژگون کردن این سلسله مراتب قائل است. اتفافا در این میان، حذف شخصیت، آغاز بحرانی است که در غیاب سلوچ شکل می‌گیرد. یک نکته را هم در نظر داشته باشید که معمولا داستان و شعر را از عالم خیال و دروغ می‌پندارند و این پارادوکس ادبیات است که شاید تنها دروغی‌ است که حقیقت را مطرح می‌کند. در این رمان با نمونه‌ای از سیاست پهلوی در تاریخ کشور مواجه می‌شویم. سیاست تخت قاپو هم در همین راستا بود که رضاشاه می‌خواست به زور عشایر را یکجانشین کند که بخشی از آن در رمان «سووشون» سیمین دانشور هم آمده است. این نویسنده و منتقد در پایان سخنانش با اشاره به توانایی خاص دولت‌آبادی در روایت تاریخ مردم و تحولات آن گفت: معمولا می‌گویند که دولت‌آبادی به زندگی مردم روستا توجه داشته است. در حالی که در آثار او نمونه‌هایی از توجه به زندگی مردم را هم می‌بینیم. داستان کوتاه «فقر» روایتی از تاریخ فقر و بررسی تاثیر آن بر زندگی مردم در اواخر دهه 40 است که نگاهی هم به ناهنجاری‌های جنسیتی دارد. راوی این داستان یک پسربچه نوجوان است که نمی‌فهمد مادرش برای امرار معاش به چه کارهایی باید تن دهد.

در ادامه جلسه داریوش رحمانیان گفت: احمد شاملو جمله‌ای دارد که می‌گوید: «آن کس که زمانه خویش را درنیابد، پیش از آن را هم درک نمی‌کند.» کمتر جمله‌ای می‌توان یافت که با این دقت درباره فهم تاریخی سخن گفته باشد؛ کسی که زمانه را درک کند، مورخ است. نه کسی که تاریخ می‌نویسد. همان گونه که درک ویژه‌ای از جهان هست که فیلسوفانه است یا نگاه شاعرانه و... مورخ هم نگاهی ویژه به جهان دارد اما مورخ ضرورتا کسی نیست که صد کتاب بنویسد. کما این که در مورد شعرا هم می‌گویند: «ای بسا شاعر که در عمر خودش شعری نگفت» منظور این سطر، نقد آن سخنان منظومی هست که فقط منظوم هستند، اما شعر نیستند. این تاریخ‌پژوه تاکید کرد: یکی از تکان‌دهنده‌ترین صحنه‌هایی که من شاید 30 سال پیش خوانده باشم، قطعه تلخی است که برای مردگان اتفاق می‌افتد. در آن قطعه محمود دولت‌آبادی نویسنده ساده‌ای نیست. آن نوشته از جنس شعر است. مورخ هم همین است. ای بسا کسی که در زندگی‌‌اش یک خط تاریخ ننوشته اما مورخ است. به این معنا که درک مورخانه از زمان دارد. اگر باز به همان جمله شاملو برگردیم، می‌گویم که برای دریافت زمانه ما، خواندن آثار دولت‌آبادی اساسی است.
این استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران گفت: ضرب‌المثلی است که می‌گوید شیطان در شب زاد و ولد می‌کند. قلم مورخ شمعی است که روشنایی ایجاد می‌کند. من بارها در نقد تاریخ‌نگاری معاصر ایران گفته‌ام ما با دو مساله مواجهیم؛ غیبت مورخ و غیبت ترازو. در بررسی وضعیت تفکر معاصر مدام گفته می‌شود که ما فلسفه نداریم. اما درد بزرگ ما نداشتن مورخ است. مورخی که بتواند روشنگر زندگی مردم باشد. من در آثار دولت‌آبادی چنان قدرتی از منظر روشنگری دیده‌ام که در آثار هیچ مورخی ندیده‌ام. قلم این رمان‌نویس از قلم مورخ، خیلی موثرتر توانسته این وظیفه را انجام دهد.
رحمانیان افزود: همه شما «مزرعه حیوانات» جورج اورول را خوانده‌اید. تحولی ایجاد می‌شود و خوک اصلی، هم‌رزمش را از قدرت کنار می‌گذارد و او را به دشمن تبدیل می‌کند. سپس می‌گوید: آن کس که بر گذشته فرمان می‌راند، فرمان‌روای اکنون و آینده است. یعنی روایت متکی به تاریخ، اراده معطوف به قدرت است. و فوکو به راستی بحث «دانش-قدرت» و «حقیقت-قدرت» را مطرح می‌کند. آقای دولت‌آبادی در مصاحبه‌ای که سال‌ها پیش با آقای چهل‌تن و آقای فریاد داشته، می‌گوید: «من مبارزه‌ای را در نوشتن شروع کرده‌ام که باید از آن پیروز و موفق بیرون بیایم.» یعنی قرار است دولت‌آبادی روایتی را ارائه دهد که روایت قالب را به چالش بکشد. اجازه ندهد که روح زمانه همه چیز را یکدست کند.
این پژوهش‌گر تاریخ تاکید کرد: نکته اصلی بحث من به مفهومی اشاره دارد که جامعه‌شناسان تاریخی آن را وضع کرده‌اند که عبارت است از؛ غیرانقلابی بودن دهقانان ایران. نظریه‌ای که برخی از مورخان بزرگ ما آن را به کار گرفته‌اند و یرواند آبراهامیان هم یک مقاله با همین موضوع در کتاب «جامعه‌شناسی ایران» منتشر کرده است. در ویتنام، هند و چین، حرکت‌هایی که منجر به تغییرات تند انقلابی شدند ، از سوی دهقانان شکل می‌گیرند. اما ما در ایران با فقدان چنین جنبشی از سوی دهقانان مواجهیم. این در حالی‌ست که ایران قدیم، پر از شورش و غوغا و سرکشی است. شما به جنبش بابک خرم‌الدین نگاه کنید؟
رحمانیان افزود: بعد از جنبش مشروطه چه اتفاقی می‌افتد؟ نخستین ملتی که در آسیا، شرق و جهان اسلام، مفهوم انقلاب را وارد تاریخ کرد، ایرانیان بودند. اما انقلاب مشروطه یک انقلاب شهری است و دهقانان در آن حضوری ندارند. مورخان در این زمینه، خیلی کم نوشته‌اند. اما روایتی که دولت‌آبادی در کلیدر ارائه می‌دهد، موثرترین روایت روشنگرانه در این زمینه است. گل‌محمدی که استعداد این را داشت که یعقوب لیث شود، در آخر داستان و بعد از سخنرانی عمو برای روستائیان، تنها می‌ماند و می‌میرد. این کاری‌ است که هیچ مورخی نتوانسته به این قدرت انجام دهد و مورخ بدون خواندن آثار دولت‌آبادی نمی‌تواند تاریخ معاصر ایران را روایت کند.
در انتهای این نشست، محمود دولت‌آبادی گفت: من چندی پیش هر چه کتاب در خانه داشتم را امضاء کردم و فروختم و حاصل آن مبلغی بود که برای کمک به هم‌وطنان زلزله‌‌زده‌مان در غرب کشور فرستادم. خیلی دوست می‌داشتم که داستان مردی که پرچم کشورش را پایین می‌کشد را از کتاب «بنی آدم» برای شما بخوانم. منتها این کتاب را هم در خانه نداشتم. به همین خاطر سطرهایی از کتاب «روزگار سپری شده مردم سالخورده» را برای شما می‌خوانم. کتابی که تمامش یک جمله است و از هر جایش که شروع کنی، فرقی نمی‌کند.

این نشست با داستان‌خوانی محمود دولت آبادی به پایان رسید.

 

گزارش مراسم بزرگداشت استاد دکتر سید عزت الله عراقی

یاد و خاطره استاد بزرگ حقوق ایران مرحوم دکتر سیدعزت­ الله عراقی با حضور شاگردان، همکاران و خانواده ایشان گرامی داشته شد.

مراسم بزرگداشت استاد بزرگ حقوق ایران دکتر سیدعزت­ الله عراقی همزمان با چهلمین روز درگذشت ایشان با سخنرانی دکتر محمد آشوری استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، دکتر گودرز افتخار جهرمی استاد و رئیس سابق دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، دکتر حسنعلی درودیان استاد و رئیس سابق دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، دکتر امیرحسین رنجبریان دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، دکتر مرتضی شهبازی­ نیا دانشیار و رئیس دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس، دکتر سیدمحمدقاری سیدفاطمی استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی و دکتر سیدمحمد عراقی فرزند استاد فقید دکتر عراقی در سالن فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.

در ابتدای این برنامه دکتر محمد جلالی از شاگردان دکتر عراقی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و دبیر کارگروه حقوق خانه اندیشمندان علوم انسانی به عنوان میزبان برنامه، با قرائت متنی یاد و خاطره استاد مرحوم خویش را گرامی داشت و از ایشان تجلیل نمود و در انتها از اساتید و میهمانان حاضر در جلسه قدردانی کرد.

سپس دکتر محمد آشوری استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران سخنرانی خود را با اشاره به سابقه دوستی 50 ساله خود با مرحوم دکتر عراقی آغاز کرد و از ویژگی­ های شخصیتی ایشان خصائلی همچون عزت نفس، ادراک سریع، تفکر و هوش و حافظه سرشار را برشمرد. وی در ادامه در خصوص ویژگی­های شخصیتی دکتر عراقی گفت: ایشان در عین تقید به اسلام راستین، همیشه بر هویت ایرانی خود تاکید داشتند و همین پایبندی هویت ایرانی بود که ایشان را واداشت تا پس از پایان تحصیل، از اروپا به ایران بازگشت و حتی پس از انقلاب نیز ایران را ترک نکرد. دکتر عراقی ارزش­های ایرانی-اسلامی را با ارزش­های خوب غربی مثل مسئولیت ­پذیری، احترام به کرامت انسانی و دانش­ پروری را با یکدیگر عجین کرده بود.

دکتر آشوری پس از ذکر چند خاطره از دکتر عراقی به سخنان خود خاتمه داد و پس از او، سعید رضادوست با اشاره به هم­زمانی شب عُرس مولانا با این مراسم و علاقه دکتر عراقی به مولوی، ابیاتی از مولانا را برای حضار قرائت کرد.

پس از این بخش، نوبت به سخنرانی دکتر گودرز افتخار جهرمی استاد و رئیس سابق دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی رسید. دکتر افتخار جهرمی در ابتدا مروری بر آثار و تالیفات ماندگار دکتر عراقی در زمینه حقوق کار داشت و در رابطه با خصوصیات اخلاقی ایشان گفت: دکتر عراقی در روابط با افراد مختلف اعم از اساتید و دانشجویان متواضع و نسبت به دوستان خود وفادار بودند. ایشان همچنین یاد استادان خود را گرامی می­داشت و همیشه با احترام از استاد محمود شهابی خراسانی و سیدحسن امامی یاد می­کرد. دکتر عراقی همیشه خوبی­های دیگران را یاد می­کرد؛ در روابط اجتماعی آزادمنش بوده و استقلال رای داشت؛ متدین بود و به اسلام و ایران علاقه داشت. نسبت به مرحوم آیت­ الله طالقانی و مرحوم مهندس بازرگان ابراز علاقه می­کرد اما هیچ­وقت وارد هیچ حزب و دسته­ای نشد.

دکتر افتخار جهرمی در پایان سخنان خود درگذشت دکتر عزت ­الله عراقی را ضایعه بزرگی برای جامعه حقوقی دانست و اظهار داشت که جای خالی ایشان روز به روز بیشتر احساس می­شود.

سپس دکتر حسنعلی درودیان استاد و رئیس سابق دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران سخنرانی خود را آغاز کرد. او در ابتدا ضمن خاطر نشان کردن این نکته که این سخنان را سال گذشته در مراسم نکوداشت دکتر عزت ­الله عراقی در حضور ایشان بیان کرده بود، با اشاره به خاطرات خود با مرحوم دکتر عراقی از جمله هم اتاقی بودن با ایشان گفت: دکتر عراقی پس از انقلاب اسلامی نخستین رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود و من هم در این دوران عهده­ دار سمت معاونت آموزشی و پژوهشی دانشکده بودم. ایشان به دلیل وقار و شخصیت خود در جمع دوستان به "آقا" لقب گرفته بود و در آن زمان به قیمت فرسایش سلامتی­شان، از بسیاری از تندروی­ ها جلوگیری به عمل آورد.

در ادامه دکتر امیرحسین رنجبریان دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و از شاگردان استاد پس از قرائت متنی به نمایندگی از سرکار خانم دکتر مصفا در انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد، در خصوص مرحوم دکتر عراقی گفت: مرحوم استاد از زیاده­گویی و مبالغه در ستایش پرهیز داشتند و همیشه از همه بزرگان به نیکی یاد می­کردند و گوشزد می­کردند که در ستایش باید اندازه نگاه داشت.

دکتر رنجبریان با ذکر این نکته که عدالت اجتماعی کلید واژه­ای است که به درک اندیشه­ های ایشان کمک می­ کند، از جمله ویژگی­ های شخصیتی دکتر عراقی را انسان­ دوستی و نوع­ پروری، نگاه قدیس ­وار به انسان­ها بخصوص فرودستان و زیردستان و دستگیری از هر صاحب­حاجتی به فراخور حال، استغنای طبع، وارستگی و بخشندگی، نیک­­محضری و شوخ­ طبعی و طنازی، شجاعت اخلاقی و استقلال نظر و پایبندی به اصول اخلاقی در همه زمینه­ ها برشمرد و گفت: در زمانی که ایشان به دریافت درجه و نشان علمی نائل شدند، سکه­ هایی که به ایشان اهدا شده بود را به فقیران بخشیدند. ایشان توجه و علاقه خاصی به دانشگاه بخصوص دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران داشت که تا واپسین دم حیات نیز این علاقه ادامه داشت. ایشان بعد از بازنشستگی هم دست از میانه­ روی و اعتدال نکشیدند. بی­ تکلف و فروتن بودند و با آن جایگاه والا و سابقه و تجربه ارزشمند، هیچ وقت به دانشجویان نگاه از بالا نداشتند. ایشان با توجه به تبعیض­ها و تنگناهایی که جامعه -دانسته یا ندانسته- نسبت به دختران تحمیل می­ کرد، توجه خاصی به خانم­ها داشتند تا خود را باور کنند و خودشان را پشتوانه معنوی برای خانم­ها قرار می­ دادند.

این استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در انتها از پیشنهاد خود به مسئولان دانشکده  مبنی بر برقراری بورس تحصیلی به یاد استادان بزرگ درگذشته ایران خصوصا دکتر عراقی و یا اعطای پاداش­های علمی به دانشجویان برتر در گرایش­ های بخصوصی در رشته حقوق به منظور ماندگاری نام و یاد ایشان، خبر داد.

سپس دکتر مرتضی شهبازی­ نیا دانشیار و رئیس کنونی دانشکده حقوق دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به حضور خود در سازمان تامین اجتماعی در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد و مرتبط بودن حوزه کاری خود با تخصص مرحوم دکتر عراقی گفت: در سازمان تامین اجتماعی به طور سنتی به کارکنان و مدیران آموخته بودند که منابع صندوق، منابع بین نسلی است که باید حفظ شود و حفظ این منابع بر هر چیز دیگری اولویت دارد. من دائم با این چالش فکری مواجه بودم که از یک طرف، ما با حقوق بیمه ­شدگان از جمله کارگران روبرو هستیم و از طرفی صندوقی داریم که منابع آن بین نسلی تلقی شده و رویکرد سازمان این است که این منابع باید حفظ شود. جمع این دو عامل به ظاهر متضاد، در کنار یکدیگر بسیار سخت بود. لذا شورایی حقوقی تشکیل دادیم و اولین کسی که به آن دعوت شد دکتر عراقی بود. آن شورا فرصتی فراهم کرد که من چند سال تمرین و تدریس عملی عدالت اجتماعی از منظر ایشان را شاهد باشم. اندیشه­ های ایشان در آن حوزه بسیار راهگشا بود و باعث شد که سازمان تامین اجتماعی حداقل از منظر گفتمانی دچار تغییر شود و حفظ حقوق بیمه ­شدگان به گفتمان اصلی سازمان تبدیل گردد. از لحاظ نظری استاد عراقی رویکری اجتماعی به حقوق داشتند و وقتی متوجه شدند که سازوکار­های حقوق خصوصی در این عرصه کارآمدی ندارد و نمی­ تواند از قشر آسیب ­دیده کارگر به نحو کافی حمایت کند، تلاش کردند که این حوزه را از قلمرو حقوق خصوصی به سمت حقوق عمومی سوق دهند. استاد دکتر عراقی در حوزه خود تاثیرگذار بود و سبب تحول شد و این نعمت بزرگی است که خداوند می­ تواند به یک شخص بدهد که در دوران کوتاه عمر خود بتواند چنین تاثیری بگذارد.

پس از پایان سخنرانی دکتر شهبازی­ نیا، نوبت به سخنرانی دکتر سیدمحمدقاری سیدفاطمی رسید. ایشان در ابتدا با اشاره به تحصیلات همزمان حوزوی و دانشگاهی خود گفت: در زندگی علمی او از لحاظ شخصیتی بسیار بر من تاثیر گذاشتند؛ در حوزه علمیه مرحوم آیت­ الله ­العظمی منتظری و در دانشگاه هم مرحوم دکتر عراقی. این دو بزرگوار در خصلت­هایی مانند صداقت، فروتنی، خوش­ مشربی و حقیقت­ پویی قلندرانه با یکدیگر اشتراک داشتند.

دکتر سیدفاطمی با شرحی از غزل حافظ شیرازی مفهوم قلندر را توضیح داد و نتیجه­ گیری کرد: مسئولیت انسانی و فاعلیت اخلاقی آن امانتی بود که بر دوش انسان­ها افتاد و انسانیت انسان نیز در گرو آن مسئولیت اخلاقی است. ثمره انسان اخلاقیِ مسئولیت­ پذیرِ صلح­طلب در عشق به انسانیت ظاهر می­شود و قلندی استاد عراقی در حقیقت ­پویی، حقیقت طلبی، صلح­ جویی و ریاگریزی استاد تجلی پیدا کرده بود.

پایان بخش این مراسم، سخنرانی دکتر سیدمحمد عراقی فرزند استاد فقید دکتر سیدعزت ­الله عراقی بود. او در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه شکل­ گیری و تکوین خصوصیات پدر در دو خط زمان و دیگری مفهوم قابل تبیین است، گفت:  ایشان در سال 1319 در خانواده­ای روحانی در کرمان زاده شدند و قحطی ­های پس از شهریور 1320 و  حوادث دهه 30 مثل مسائل ملی شدن صنعت نفت، باعث شکل گرفتن حساسیت نسبت به رنج و فقر مردم و اهمیت یافتن امور اجتماعی و سیاسی در وجود ایشان شد. پس از اینکه ایشان در دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شدند و با بورس دولت ایران برای ادامه تحصیل راهی فرانسه شدند، با دوران اوج آرمان­خواهی در شکل­ها و گونه­ های مختلف در اروپای دهه 60 روبرو می­شوند و علی رغم علاقه خاصی که به مسائل اجتماعی و سیاسی داشتند، نه در دوره­ای که در دانشکده حقوق دانشجو بودند و نه در دوره حضور در فرانسه، دامن خود را از ورود به داستان­ های سیاسی پاک نگاه داشتند. ایشان طبع و خوی مهربان و انسانی داشتند اما دریافته بودند که صرف حسن نیت و انسان دوستی نمی ­تواند به جامعه خدمت کند. لذا به سراغ دانش می­ روند که در خلال آن بتوان به مردم خدمت کرد. ایشان صرفا دانشمند نبودند بلکه فرزانگی در وجود ایشان بود. یکی از ویژگی­ های ایشان این بود که به آفت دچار شدن به تصویر غیرواقعی از خود بر اثر القائات اطرافیان آگاه بود. ایشان سیستم مراد و مریدی را برای هر دو طرف آسیب­ زا می­ دانستند. ایشان همچنین تنگ­ حوصلگی و پرخاش را برای رسیدن به آرمان اجتماعی توصیه نمی­ کردند بلکه صبوری را توصیه می ­کردند و هیچ وقت ثبات رأیی که در مورد مسئله انسان و جامعه و کمک به انسان داشت را از دست ندادند و به افراط­ گری های مختلفی که در دوران عمر خود با آن مواجه بودند، دچار نشدند. ایشان در شرایطی که می­ توانست به یک تغییر امیدوار شود، جانب واقع ­بینی را نگه می­داشت و در شرایطی که از هر تغییری ناامید می­ شد، امید خود را حفظ می­ کرد. ایشان مهری بی­ حد داشت و سرنوشت و رسالت خودشان را تربیت انسان می­ دانست و بزرگترین منشأ تغییر را تغییر در اذهان انسان­ ها می­ دانستند.

او در پایان سخنان خود از خانه اندیشمندان علوم انسانی، دانشکده حقوق دانشگاه تهران، انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل و انجمن حقوق شناسی تشکر کرد و ابراز امیدواری کرد که اسبابی فراهم شود که طرز تلقی ایشان از حقوق یعنی نگاه اجتماعی و جامعه­ محور به حقوق ادامه یابد که این بزرگترین مایه تسلای ما و بزرگترین امید خود مرحوم دکتر عراقی برای آینده است.

روابط عمومی

شماره تماس : 88911611-021

آدرس : تهران، خیابان استاد نجات الهی (ویلا) , نبش ورشو، پلاک 2

پست الکترونیک :info@ihht.ir

تلگرام: https://telegram.me/iranianhht

اینستاگرام:  https://instagram.com/iranianhht.ir

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به خانه اندیشمندان علوم انسانی می باشد.

نقشه